ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1155
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
و آنها را در قالب الفاظى ريختند كه در خور انديشههاى آنان بود و اصطلاحات بيگانه را دور ريختند و براى آنها در زبان خودشان اصطلاحاتى وضع كردند و بر حسب فهم و ادراك خويش علوم مزبور را ترقى دادند و آن ديوانهائى كه به زبان بيگانه بود به كلى متروك شد و از يادها رفت و كليهء دانشها به زبان عربى رواج يافت و ديوانها و كتب آنها به خط عربى نوشته شد و آنان كه به كارهاى علمى اشتغال داشتند ناگزير شدند دلالتها يا اصول و قواعد لفظى زبان عرب را بياموزند و زبانهاى ديگر را فرو گذارند ، چه بجز زبان عرب ديگر زبانها متروك شده و از اهميت افتاده بود و ما در ضمن فصول پيش ياد كرديم كه لغت عبارت از ملكهاى است كه در زبان حاصل مىشود و همچنين گفتيم خط صنعتى است كه ملكهء آن در دست مىباشد . و بنابر اين هر گاه نخست ملكهء زبان بيگانه براى كسى حاصل شود چنين كسى از مهارت يافتن در زبان عربى عاجز ميگردد ، زيرا در گذشته ياد آور شديم كه هر گاه كسى نخست در صنعتى مهارت يابد كمتر ممكن است ملكهء صنعت ديگرى در همان كس بكمال رسد و دليل آن آشكار است . و بنابر اين هر گاه كسى به خوبى نتواند زبان عرب و قواعد لفظى و خطى آن را نيك فرا گيرد چنان كه در گذشته ياد كرديم فهم معانى كلمات آن زبان بر وى دشوار خواهد بود مگر آنكه وقتى به آموختن زبان عرب ميپردازد ملكهء زبان بيگانهاى را كه قبلا فرا گرفته هنوز در ذهن او استوار نشده باشد مانند فرزندان خردسال اقوام غير عرب كه پيش از استوار شدن ملكهء زبان خودشان با عربىزبانان تربيت ميشوند و در اين صورت آنها به منزلهء كسانى قرار ميگيرند كه از آغاز با زبان عرب آشنا ميشوند و آن وقت در فهم معانى زبان عرب عاجز نمىمانند . كسى كه پيش از آموختن خط عربى خط ديگرى فرا گرفته باشد نيز مشمول همين نظريه مىباشد . و به همين سبب مىبينيم بسيارى از دانشمندان غير عرب در ضمن تدريس و در محافل تعليم بجاى شرح دادن مطالب كتب عين عبارت كتاب را بطور سطحى قرائت ميكنند